تبليغاتX
رها گردیدگان

رها گردیدگان

شهدا

چهارشنبه شانزدهم آذر 1390
دوباره حس غزل حس مثنوی دارم
پرم ز قافیه و حال معنوی دارم

دوباره طبع خودم را محک زدم امشب
به ظرف شعر دلم ناخنک زدم امشب

دوباره دست نیازم به سوی مضمون هاست
و حال و روز من امشب شبیه مجنون هاست

شبی که آتش آهم زبانه می گیرد
تمام حس تغزل بهانه میگیرد

شکسته بال و پری شوق آسمان دارد
درون سینه خود زخم بیکران دارد

همان که قامت صبر از صبوریش خم بود
در اوج قله ماتم شکوه پرچم بود

همان که آینه روشن حقایق بود
همان که همدم هفتاد و دو شقایق بود

همان که از غم هجران شکسته قامت او
هزار خاطره مانده است از اسارت او

هزار خاطره از شهر و کوچه و از شام
هزار خاطره از سنگ و بام و از دشنام

هزار خاطره از یاس های سرخ و کبود
هزار خاطره از کودکی که گم شده بود

به چشم خیس من امشب نگاه کن بانو
تمام حس مرا پر ز آه کن بانو

چقدر بغض نشسته به روی حنجرتان
بلا به دور مگر که چه آمده سرتان

شبیه آینه های شکسته میمانید
چقدر آیه امن یجیب می خوانید

من از هجوم عطش بر لبت خبر دارم
من از گرسنگی هر شبت خبر دارم

نه سایه ای ز ترحم نه آب آوردند
برای تشنگیت آفتاب آوردند

تو ای سپیده صبح قیام عاشورا
پیام آور سرخ پیام عاشورا

بخوان سرود پریدن بخوان پری باقیست
هنوز بین شماها کبوتری باقیست

هنوز در پس این نای زخم خرده تان
صدای غرش الله اکبری باقیست

اگر چه روح علمدار پر کشید اما
میان دشت علمدار دیگری باقیست

وبین معرکه با صبر خود نشان دادید
هنوز مرد نبردید تا سری باقیست

www.raghseparvane.blogfa.com

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10 PM توسط فاطمه

یکشنبه هشتم آبان 1390
بسمه تعالی

چه کسی می گوید اجتماع نقیضین محال است ؟ وجود من سرشار است از اجتماع نقیضین شب تا به صبح در فراغت از سر غم می گریم اما اشک های من بوی شوق می دهد بوی عشق . من سراپا غم و شادی ام

چه کسی می گوید اثبات شی نفی ما عدا نمی کند ؟ من اثبات کرده ام که زندگی یعنی شما و نه هیچ چیز دیگر من وجود شما را در وجودم اثبات کردم و همه چیز را غیر از شما نفی کردم

چه کسی می گوید سفید و سیاه مانعه الجمع انذ من اکنون تلالوی نور سپیدتان را در انحنای وجود سیاهم درک می کنم

چه کسی می گوید؟...

بیا مهدی شب هجران سحر کن

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9 PM توسط فاطمه

پنجشنبه هفتم مهر 1390
دیشب ملاقات آقا با جانبازانو دیدین ؟ وقتی حرفاشونو شنیدم وقتی درد دل هاشونو شنیدم فهمیدم که هنوز همت و باکری فراموش نشده لفظ شهید زنده برازندشونه به خدا کاش ...

چند تا مرد با روح بزرگ در اوج انسانیت با کمال تواضع از حضرت آقا در خواست حلیت می کنند چقدر تامل بر انگیز ...

وقتی یک جانباز با درد دلش سخن می نه زبون سر راز هایی رو بر ملا می کنه که فهم من و شما از اونا قاصره به قول معروف از ایشان نیستی نی گو از ایشان می دونین حسم چیه ؟ حس می کنم بین عاشق و معشوق بین آقا و این بزرگان حرف هایی رد و بدل میشده که هیچ کدوم از دوربین ها نتونستن ضبطش کنن حرف هایی که تنها وسیله اش نگاه بود و نفس های به شماره افتاده ...

محبت پدری آقا رو که اصلا نمیشه وصف کرد هر کدوم از اون بوسه هاش معدن عشق بود و با هر بوسه به ما می فهموند که چه گرهی به دل این عاشق و معشوق افتاده . دست نوازش پدرانه نگاه های عاشقانه شوخی های بزرگوارانه و پدری و پدری و پدری رو فقط باید از حضرت آقا یاد گرفت .

یاد روز محشر افتادم زمانی که آقام امام حسین علیه السلام وارد میشن و میگن می خوام با خواص ملاقات کنم اونوقت به من بگن تو  جزو خواص نیستی و من باز هم از شرمندگی خود شرمنده شوم آه چه دردی که این کلمات از گفتن آن ناتوان است ...

دارم می رم حرم شاه عبدالعظیم حسنی دعا گوی همتون هستم

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 4 PM توسط فاطمه

جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390
بعد از عمليات بيت‌المقدس و فتح خرمشهر زماني كه خدمت حضرت امام شرفياب شديم حاج احمد  از ناحيه پا مجروح شده بود و عصا در دست داشت. وقتي كه خدمت امام رسيديم ايشان با امام ملاقات خصوصي هم داشت براي عرض گزارش. زماني كه از خدمت امام برمي‌گشت ديدم كه برادر احمد عصا در دست ندارد و خيلي سريع و خيلي خوب دارد حركت مي‌كند و اصلاَ احساس ناراحتي نمي‌كند. من از ايشان پرسيدم كه عصا را چه كردي. گفت زماني كه خدمت امام بودم امام پرسيدند كه پايت چه شده است گفتم كه مجروح و زخمي هستم. حضرت امام دستي بر زخم پايم كشيدند و فرمودند ان شاءالله اين زخم خوب مي‌شود. من از آن لحظه ديگر احساس درد ندارم و نياز به عصا هم ندارم

 

آذر 59 بود. ما در بیمارستان بودیم که دیدیم عده‌ای با لباس کردی از مقابل بیمارستان رد شدند... بعدتر فهمیدیم بچه‌های خودمان بودند که همراه با پیشمرگان مسلمان به یک عملیات‌ برون مرزی رفتند، 3- 2 روزی گذشت. برف شدیدی می‌آمد. برادر ممقانی آمد و گفت که بیمارستان را آماده کنید، بچه‌ها رفته‌اند دزلی را بگیرند. ما همه ترسیدیم: مگر می‌شود دزلی را گرفت؟! اولین زخمی‌ها را آوردند؛ 4 دموکرات بودند. گذاشتیم شان کنار اتاق عمل. برادر ممقانی می‌گفت اینها را ببرید اتاق عمل، اما ما منتظر مجروحین خودمان بودیم. گفتند مجروح نمی‌آورند. ترسیدیم که همه شهید شده باشند! اما بعد فهمیدیم دزلی را گرفته‌ایم بی‌ آنکه حتی خونی از بینی بچه‌ هایمان آمده باشد. ما هنوز آن 4 دموکرات را نبرده بودیم اتاق عمل! بالاخره از سپاه آمدند و از قول حاج احمد متوسلیان گفتند: وای به حالتان اگر به زخمی‌ ها رسیدگی نکنید! ما هم به مداوای آنها پرداختیم.

 

متأسفانه چهره برادر احمد را خشن ترسیم کرده‌اند. حاج احمد آنقدر مهربان بود که وقتی برای کوچک‌ترین نیرویش، اتفاقی می‌افتاد، همه شهر را به دنبالش می‌گشت. فرمانده و غیر آن، برایش فرقی نداشت. حتی در عملیات فتح‌المبین، حواسش به خواهرها بود و از بچه‌ها خواسته بود که ما را سیزده‌بدر ببرند، چقدر هم آن روز به همه ما خوش گذشت.
برادر احمد هر روز بین ساعت 11 الی 12 برای پانسمان می‌آمد و در این ساعت هم بسیار دقیق و مقرراتی بود. یک روز نیامد. خیلی منتظر شدیم اما خبری نشد و با برادر میرکیانی تماس گرفتیم. گفت: برادر احمد از سحر تا حالا، در حمام هستند! گفتم شرایط ما را به ایشان بگویید؛ ما ناراحت گچ پای ایشان هستیم که با کوچک‌ترین نمی پاک می‌شود. از طرفی برق هم رفته و ما برای استریل وسایل، باید موتور برق روشن کنیم و منتظر ایشان هستیم. 10 دقیقه بعد برادر میرکیانی و برادر احمد آمدند. خیلی نگران بودم و حتی ناراحت بودم از سهل ‌انگاری برادر احمد، اما دیدیم گچ پا سالم است! برادر میرکیانی من را صدا زد که «چیزی به برادر احمد نگویید؛ ایشان از صبح در حمام، لباس چرک‌های بچه‌ها را می‌شستند.» پای گچ شده را هم با نایلون پوشانده بود تا آسیبی نرسد. من رفتم به ایشان برسم، دیدم پوست انگشتان رفته و خون آمده است، اما به روی خودش نیاورد، من هم چیزی نگفتم.

به نقل ازخانم کاتبی

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9 AM توسط فاطمه

چهارشنبه دوم شهریور 1390
شما خانه دارید

 

آنها هم خانه دارند

 

شما غذا می خورید

 

انها هم غذا می خورند

 

شما زندگی می کنید

 

آنها هم زندگی می کنند

 

شما خانواده و فرزند دارید

 

آنها هم خانواده و فرزند دارند

 

شما  مسلمان اید

 

انها هم مسلمان اند

 

مهم تر از همه آنکه ما همه مسلمانیم همه برادر و خواهریم ما چگونه می توانیم آنها را اینگونه ببینیم ؟!

انسانیت چیست ؟

 

 

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11 PM توسط فاطمه

جمعه بیست و هشتم مرداد 1390
و ما ادراک ما لیلة القدر... این یعنی سکوت هیچی نگو فقط توجه کن آماده باش ... هیچ چیز عجیب نیست و... بین حال روحانیت خواهش می کنم منو فراموش نکن ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 2 PM توسط فاطمه

پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا . . . ماه ضیافت الهی بر شما مبارک قال اميرالمومنين عليه السلام: فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد. نهج البلاغه، حكمت 252 الصوم فى الحر جهاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است. بحار الانوار، ج 96، ص 257 قال اميرالمومنين عليه السلام الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب. امام على عليه السلام فرمود: روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند. بحار ج 93 ص 249 قال اميرالمومنين عليه السلام صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن. امام على عليه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است. غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح ۸۰

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 2 PM توسط فاطمه

پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا . . . ماه ضیافت الهی بر شما مبارک قال اميرالمومنين عليه السلام: فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد. نهج البلاغه، حكمت 252 الصوم فى الحر جهاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است. بحار الانوار، ج 96، ص 257 قال اميرالمومنين عليه السلام الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب. امام على عليه السلام فرمود: روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند. بحار ج 93 ص 249 قال اميرالمومنين عليه السلام صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن. امام على عليه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است. غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح ۸۰

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 1 PM توسط فاطمه

من و مدینه و مکه

چهارشنبه پنجم مرداد 1390
جاتون خالی با بچه ها تنهایی البته با شش تا مرد که به اصطلاح ( ولی نه واقعی )  محرممون بودن رفتیم مکه

اول رفتیم مدینه عجب حال و هوایی داشت من که پارسال رفته بودم انگار همین دیروز بود که اومدم غم غربت مدینه امونمونو بریده بود . وقتی فکر می کردیم تک تک اینجا ها که قدم میذاریم بوی عطر قدم های آقام علی  آقام حسین مادرم فاطمه زهرا سرورم زینب و همه خاندان پاکشون که درود و رحمت خدا بر اون ها باد میده گیج می شدیم از قدم برداشتن خودم پشیمون می شدم از بودنم از نفس کشیدنم . میگن رسوا الله روحی فداک فرمودند : انا و علی اابن ابی طالب ابوا هذه الامت  یعنی من و علی ابن ابی طالب پدران این امتیم . منم که دور از خانواده بودم ، می رفتم تو مسجد النبی به پیامبر می گفتم : پدر اومدم سرمو بذارم رو پاتون و باهاتون حرف بزنم حتی اگه به حرف هام هم گوش نکنید دلم خوشه که باهاتون حرف زدم ، درد و دل کردم . من از مدینه جدا شدم با حس های جدید ، حس اینکه خیلی بدم خیلی پستم و خیلی گناه کارم . شب خداحافظی تو حیات مسجد النبی به طرز باور نکردنی زیارت عاشورا و نادعلی خوندیم البته یه بار بهمون گیر دادن و بلندمون کردن ولی الحمدلله نفهمیدن چی می خونیم . اون شب انقدریکی از هم کاروانی هامون خوند و بچه ها گریه کردن که دیگه نا نداشتیم صبح همه با چشم های ورم کرده با پدرشون خداحافظی کردن . و اما مسجد شجره ... هیچ کدوممون باورمون نمی شد که یه روزی نیمه شعبان محرم بشیم و اعمال انجام بدیم همه جا بوی نرگس می اومد فضای اون شب خیلی خاص بود مخصوصا با حضور خانم تقوی. لبیک و اشک و آه . رسیدیم مکه آماده شدیم که اعمال انجام بدیم . چی بگم از نگاه اول به کعبه ؟ فقز اینو بگم که یه صدایی تمام وجودمو لرزوند به کعبه گفتم چقدر دوریمون زیاد شد . چقدر دلم برای این سرزمین تنگ شده بود . دیگه خلاصه از گرما زدگی و حجر الاسود و منا و عرفات که سوزوند ما رو البته این تو زیارت دوره بود ما حج عمره رفتیم . همه و همه گذشت و من یه سوغات قشنگ آوردم :

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود

حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

ادامه دارد ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 8 PM توسط فاطمه

15 حدیث در باب ازدواج

دوشنبه سی ام خرداد 1390

1. تاثیر ازدواج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.
مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154.

2. ازدواج در هنگام تنگدستی

قال الامام الصادق علیه السلام:
من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (2)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می‏کند.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

3. ازدواج رحمت است

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:
یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می‏شود:
1- موقع بارش باران.
2- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می‏نگرد.
3- هنگام گشوده شدن در کعبه.
4- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.
بحار الانوار، ج 103، ص 221

4. آفات بی همسری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اکثر اهل النار العزاب.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

فصل دوم: وظیفه توانگران

5. تلاش در ازدواج بی همسران

عن الصادق علیه السلام قال:
من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت‏خداوند به آنان نظر لطف می‏کند.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

6. در سایه عرش

قال موسی بن جعفر علیه السلام:
ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:
1-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.
2- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)
3-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

7. منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:
اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:
من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:
1-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.
2- کسی که غم از دلی برگیرد.
3- کسی که برده‏ای را آزاد کند.
4- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

8. بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
از بهترین شفاعتها، شفاعت‏بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.
تهذیب، ج 7، ص 405، وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج

9. ازدواج با دینداران

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:
من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.
از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:
هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی‏اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می‏کند.
وسائل الشیعه، ج 14، ص 31

10. دیدار قبل از وصلت

عن الصادق علیه السلام قال:
لا باس بان ینظر الرجل الی المراة اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

11. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج

عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام‏عن الرجل یرید ان یتزوج المراة، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن.
محمد بن مسلم می‏گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:
مردی که می‏خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟
امام علیه السلام فرمودند: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی می‏پردازد.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

12. سؤال از اوصاف

قال علی علیه السلام:
اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
هر وقت‏یکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگی رخسار او می‏پرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

فصل چهارم: عروس و داماد شایسته

13. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق

قال الامام الرضا علیه السلام:
اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و...
امام رضا علیه السلام فرمودند:
هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و...
میزان الحکمة، ج 4، ص 280

14. داماد هم شان

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:
اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.
نهج الفصاحه، ص 37، ح 193

15. عروس شایسته

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم‏فرمودند:
پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 255

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 7 PM توسط فاطمه


یاحق
اینجانب خاک پای شهدا و رهبرم فاطمه هستم . این وبلاگ در خصوص شهدا تدارک دیده شده است . امیدوارم فیض ببرید
در آرزوی شهد شیرین شهادت


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ